تبلیغات
رودبار بستک آنلاین - ارزش درس خواندن در نظر من چقدر است؟؟((بسیار پند آموز ، بخوانید تا مثل من نشوید))
رودبار بستک آنلاین
فریاد را همه میشنوند هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام خدمت همشهریهای خوبم این وبلاگ برای شمااست اگه جای اشکال داربگین هرکی هم میخوادمطلبی براش منتشربشه توقسمت نظرخصوصی برامون بفرسته اگه مطلب اشکال نداشت حتمامنتشرمیشه نظرات درتمامی قسمت های مخطلف هایادتون نره منتظرتون هستیم





مدیر وبلاگ : @گل یخ@
نویسندگان
نظرسنجی
به نظرشما بهترین گزینه برای دهیار شدن كدام یك ازاین افراد میباشند؟؟؟؟؟؟؟؟؟






((این قسمت را برای بچه هایی كه درس نمی خوانند نوشتم. شاید یك جرقه زده شود و بیدار شوند و یك تكانی به خودشان بدهند.))

این حكایت دانشگاه رفتن و درس خواند من از زمانی شروع شد كه من به علت اینكه در شغل خدمات كامپیوتری دست زیاد شده بود مجبور شدم از این كار دست بكشم. آقا . . . به هر دری زدیم تا كار پیدا كنیم. حتی اداره كار اصفهان هم رفتیم. آن زمان وام خود اشتغالی میدادند. ما هم گفتیم برویم و آنجا پرونده تشكیل بدهیم. شاید فرجی شود. رفتیم و بعد از كلی دوندگی پرونده تشكیل دادیم و رفتیم به امان خدا و قرار شد تا هفته دیگر كه دوباره پیگیری كنیم. دوباره مراجعت كردیم و دیدیم كه از پرونده من و نفر بعدی من كه هر دو باهم پرونده تشكیل دادیم خبری نیست. خیلی ناراحت شدیم. البته این نكته را هم گویم كه برخورد دست اندر كاران اداره كار اصفهان با ما خیلی بد بود و این مساله زمانی بیشتر شد كه ما گفتیم كه برای ثبت نام وام خود اشتغالی آمده ایم. یك خانمی آنجا بود كه مسئول این كار بود ، آنقدر عصبانی شد كه انگار قرار بود از جیب پدر ایشان به ما وام بدهند. ((پشت پرده: خانم . . . . امیدوارم یك روز این خاطره را بخوانی و این را بفهمی كسی كه بیكار است همان بیكاری از صدها زجر برای او بد تر است. آنوقت تو كه این كار اداری دولتی را داری و مثلا قرار شده امین مردم باشی ، پرونده ما را گم می كنی؟؟؟)) در هر حال یك نفر از حراست هم به ما گفت چرا كار نمكنید.

ما تا خواستیم دهانمان را باز كنیم به طعنه گفت ||| كه خوب حالا وام را بگیرید و بخورید تا فردا خدا بزرگ است ||| این حرف به من زیاد بر نخورد چون بیكاری فشار بیشتری به من می آورد تا این حرفها. ولی آن دوستم از این حرف گریه اش گرفت با اینكه خدمت سربازی هم رفته بود. شاید شما ندانید كه گریه یك مرد چقدر ممكن است سخت باشد. (((خانمی كه پرونده ما را گم كردی این را برای تو نوشتم))) همان روز از داره كار بیرون آمدیم و رفتیم خانه. با كمك یكی از آشنایان قدیمی ((پارتی)) در یكی از مغازه ها یك كار پیدا كردیم و حدود شش ماه در پائیز و زمستان در خدمت آنها بودم. خدا از بزرگی كمشان نكند. هر قدر آن خانم كه در اداره كار . . . . . . بود این صاحب مغازه آدم خوب و فهمیده ای بود و من را مانند پسر خود می دانست. هر وقت كار زیاد بود و من اضافه كار می ماندم به من نهار و یا شام می دادند. خلاصه برای خودم اوستا كاری شده بودم. در عرض شش ماه. باز هم با كمك خدا كار بهتری در یكی از شركتها پیدا كرم و قرار شد به عنوان پرسكار در آنجا مشغول كار شوم. كار سخت و طاقت فرسائی بود. دقیقا هشت ساعت در روز سر پا بودیم و باید بر روی پرس قطعات لاستیكی می زدیم. حتی از ترس اینكه ما را اخراج یا جریمه نكنند یك لحظه هم جرات نشستن و استراحت كردن را نداشتیم. حقوقش هم آن زمان اداره كاری بود و بدون بیمه.

((هر كاری به از بیكاری)) آنقدر فشار كار زیاد بود كه می خواستم فقط فرار كنم و خودم را در یك گوشه پنهان كنم. با سرمایه كمی كه داشتم می خواستم بزنم به شغل آزاد كه  نهایتا بعد از یك ماه و نیم زد و مسئول امور اداری شركت كه از سوابق كاری من در زمینه كامپیوتر با اطلاع بود به من گفت كه یك نفر را در قسمت اداری به عنوان مسئول اینترنت و آرشیو فنی می خواهند. من هم كه خواب این كار را هم نمی دیدم باز هم كمی ناامید شدم ((در نا امیدی بسی امید است . . . . . . . )) نهایتا یك روز اسم من را از بلندگو پیج كردند. من جدی نگرفتم. چون فكر نمی كردم كسی با من كار داشته باشد. چند دقیقه بعد مسئول اداری ما خودش به دنبال من آمد و گفت كه همین الان باید بیائی و امتحان كامپیوتر و اینترنت و زبان انگلیسی بدهی. من هم كه حسابی حول شدم چون تا آن موقع آزمون استخدامی نداده بودم. باز هم توكل به خدا كردم. با صورتی دوده ای رفتم واحد اداری. اولین كاری كه به من گفتند این بود كه برو و سر و صورتت را بشور. من هم رفتم و با مخلوط تاید و خاك اره صورتم را شستم. چون چیز دیگری در آن لحظه در دست نبود. خلاصه رفتم برای امتحان. گفتم خدایا كمكم كن. تا وارد اتاق آرشیو فنی شدم اولین چیزی كه جلب نظر كرد یك مرد میانسال و خوش برخورد با كت و شلوار رسمی بود و حالا من را با لباس كار كارگاهی در مقابل این آقا مجسم كنید. ایشان یك نگاه مهربان به من كرند و از دایره ای سفیدی كه در سیاهی صورت من به علت نداشتن تبحر در شستن صورت ایجاد شده بود تبسمی كردند و نام و دیگر مشخصات من را پرسیدند و در نهایت در مورد اینترنت و كامپیوتر چند سوال پرسیدند و من هم واقعا كلاس گذاشتم. البته آن آقای محترم در حال حاظر از دنیا رفته اند و جا دارد من از ایشان (دكتر علیرضا منصوری تهرانی) در این لحظه یادی بنمایم. بعدا فهمیدم كه ایشان مدیر صادرات شركت ما هستند. بعد از این مرحله نوبت به امتحان زبان بود كه یكی از دیگر مهندسین  شركت این امتحان را از من گرفتند. البته مغرضانه یكی از تخصصی ترین ورقه های موجود در شركت را به من دادند و من هم نامردی نكردم و رفتم با كمك آنهایی كه همكاران من در قسمت كارگاهی بودند این متن را كامل ترجمه كرم و آوردم گذاشتم جلوی رویش. البته شاید باورتان نشود من در عرض یك ربع هم متن را ترجمه كردم و هم آن را حفظ كردم. چون می دانستم حتما آن را از من خواهند پرسید. به هر حال بعد از سوال و جواب قرار شد كه من را بعد از مدتی خبر كنند.

بعد از چند روز به من گفتند كه از فردا بیا در قسمت اداری و آرشیو را تحویل بگیر. دردسرهای من از همان روز شروع شد. چون آنطور كه من فهمیدم می خواستند كه حدالامكان این اتاق را به یك خانم تحویل بدهند. ولی چون من كار بلد بودم این كار را به من واگذار نمودند. همان مهندسی كه از من امتحان زبان گرفته بود ادعای خدائی كامپیوتر را میكرد و پدر من را در آورده بود. بعضی وقتها آنچنان بی سر و صدا به اتاق من می آمد و من گاهی اوقات فقط وقتی می خواست دوباره بیرون برود متوجه می شدم. در حقیقت چون من مسئول اینترنت بودم می خواست از من آتو بگیرد ولی تا این لحظه در كف این كار مانده است. حتی ادعای باسوادی این مرد تا حدی بود كه همه افراد را در شركت از خود كمتر می دانست. همیشه به من طعنه می زد و وقتی در زمینه كامپیوتر كم می آورد به من می گفت تو بی سوادی چون به دانشگاه نرفته ای من دانشگاه رفته ام و من این چیزها را بیشتر از تو می فهمم و . . . .

البته این را بگویم كه  خودش هم به حساب پدرش در خارج در رشته فیزیك تحصیل كرده بود و در رشته ای كه هیچ ربطی به مدركش نداشت كار می كرد.
در هر حال همیشه چند نفر را شیر می كرد و سراغ من می فرستاد و می خواست من را فراری دهد. ولی در كف این مطلب ماند. من هم همیشه وقتی فشار كار و اذیتهای این مرد زیاد می شد به مدیر واحدمان (
زنده یاد دكتر منصوری) می گفتم و ایشان هم بیشتر اوقات پیگیر می شدند.

من هم به هر دری زدم تا وارد دانشگاه شوم و حداقل روی این مرد را كه فقط ادعا داشت را كم كنم. به كلاس كنكور رفتم و . . . . . . .
تا اینكه یك روز متصدی نامه ها و فكسها به سراغ من آمد(((در این لحظه كار خدا را ببین))) و گفت كه شما كه مشكل دانشگاه را دارید این كاغذ به درد شما می خورد. دیدم كه نوشته در رشته كامپیوتر دانشگاه علمی كاربردی دانشجو می پذیرد. ماهم فرم را خردیدم و با كمك مدیر واحدمان آن را پر كردیم و فرستادیم. جواب آمد و من هم قبول شدم. آنقدر خوشحال بودم كه حد و حساب ندارد. به یاد طعنه ها و كم محلی ها و . . . . افتادم و آرام آرام این مسائل در ذهنم كمرنگ شدند. چون بالاخره بعد از  این همه سختی توانستم وارد داشگاه شوم. مساله مهمتر این بود كه مدیر واحدمان( زنده یاد دكتر منصوری ) با مدیر شركتمان نیز صحبت كردند و قرار شد كه من هم درس بخوانم و هم كار كنم. البته بیمه ام قطع شد ولی ارزش داشت. چون هم درسم را داشتم و هم خرج تحصیل در می آمد.

در پایان می خواهم این نكته را بگویم كه اگر كسی واقعا دنبال هدف خود باشد و در سخت ترین شرائط  فقط به هدفش فكر كند حتما می تواند به هدفش برسد. اگر چه ، باید حتی پابرجاتر از كوه ، استوار بود.

نهایتا در این لحظه از تمام كسانی را كه من را در راه رسیدن به این هدف كمك كردند تشكر می كنم و امیدوارم بعد از پایان تحصیلات جبران كنم. مخصوصا آن همكاری كه برگه  پذیرش دانشجو را برای من آوردند.
سرتان را درد نیاورم. به امید اینكه . . . . . . (خودتان حدث بزنید)





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
@گل یخ@
دوشنبه 20 شهریور 1391
پنجشنبه 7 دی 1396 10:07 ب.ظ
یک بحث جالب ارزش نظر است. من باور دارم که
شما نیاز به انتشار بیشتر در این موضوع، ممکن است
یک موضوع تابو نیست بلکه معمولا مردم در مورد این موضوعات صحبت نمی کنند.
بعدی! به سلامتی!!
سه شنبه 21 آذر 1396 07:28 ب.ظ
خوش آمدید به همه، واقعا برای من خوب است برای پرداخت سریع بازدید از این سایت، آن را شامل اطلاعات مهم است.
پنجشنبه 9 آذر 1396 10:14 ب.ظ
This is the perfect blog for anyone who really wants to find out about this topic.
You realize a whole lot its almost tough to argue with you (not that I personally would want to…HaHa).
You definitely put a new spin on a subject that's been discussed for ages.
Wonderful stuff, just great!
پنجشنبه 18 آبان 1396 07:22 ب.ظ
سلام ممنون از اینکه من می دانم که شرکت میزبانی شما چیست
کار با؟ من وبلاگ خود را در 3 مرورگر وب مختلف و بارگذاری کرده ام
باید بگویم این وبلاگ بارها خیلی سریع تر و بیشتر می شود. آیا شما می توانید ارائه دهنده میزبانی وب خوب را با قیمت مناسب پیشنهاد دهید؟
متشکرم، من از آن قدردانی میکنم!
شنبه 13 آبان 1396 08:17 ب.ظ
آن مانند شما ذهن من را یاد می گیرید! به نظر می رسد که شما به اندازه ی تقریبی آن را می دانید
کتاب الکترونیکی را در آن یا چیزی نوشت. من احساس می کنم شما می توانید با برخی از درصد به خانه کمی فشار دهید، اما دیگر
از آن، این وبلاگ فوق العاده است. خوب خواندن
حتما بر میگردم.
شنبه 13 آبان 1396 07:14 ب.ظ
چیزی که من متوجه نمیشم این است که در حقیقت چطور شما واقعا از خیلی چیزهای دیگر بهتر از شما نیستید
اکنون. شما خیلی هوشمند هستید بنابراین شما در حال حاضر به طور قابل توجهی می دانید زمانی که آن را به این موضوع می آید،
من به نظر من را از بسیاری از آن در نظر بگیرید
زوایای متعدد به نظر می رسد که زنان و مردان شبیه به آن نیستند تا زمانی که چیز دیگری باشد
با زن تقدیر انجام دهید! مواد شخصی شما عالی است.

همیشه حمایتش کن!
شنبه 13 آبان 1396 07:10 ب.ظ
من تعجب کردم اگر شما تا به حال به تغییر ساختار وبلاگ خود فکر کرده اید؟
بسیار خوب نوشته شده است من عاشق آنچه شما کردم
گفتن. اما شاید شما می توانید کمی بیشتر در
راه محتوا تا مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
شما فقط یک متن بسیار متنوع برای داشتن یک یا دو تصویر دارید.
آیا شما می توانید آنرا در فضای بهتری جا دهید؟
دوشنبه 8 آبان 1396 04:29 ب.ظ
من هم از آن لذت می برم.! چه کار و پشتیبانی هوشمندانه ای
بچه های آثار بزرگی را که من دوست داری برای وبلاگ من نگه دارم.
دوشنبه 8 آبان 1396 02:31 ب.ظ
سایت بزرگ مقدار زیادی اطلاعات مفید اینجاست من آن را فرستادم
برخی از pals ها به علاوه به اشتراک گذاری در خوشمزه است. و البته تشکر از شما برای تلاشتان!
دوشنبه 8 آبان 1396 08:42 ق.ظ
این اولین بار است که مرا در اینجا می بینم و من واقعا به عنوان خوانده شده everthing در
مکان تک
دوشنبه 8 آبان 1396 06:44 ق.ظ
چه کسی همه را می بیند، اولین بار من در این وب سایت دیدار می کنم، و پاراگراف واقعا پربار است
در حمایت از من، پست های این پست ها را نگه دارید.
دوشنبه 8 آبان 1396 06:43 ق.ظ
برنامه نویس من در تلاش است تا من را متقاعد کند که به آن حرکت کند
.net از PHP من همیشه این ایده را دوست داشتم
هزینه ها اما او هرگز تلاش نمیکند. من از وردپرس در وب سایت های مختلف استفاده کرده ام
برای حدود یک سال و من در مورد تغییر به پلت فرم دیگر نگران هستم.
من چیزهای عالی در مورد blogengine.net شنیده ام.
آیا راهی وجود دارد که بتوانم تمام محتوای وردپرس خود را در آن منتقل کنم؟

هر گونه کمک بسیار قدردانی خواهد شد!
دوشنبه 8 آبان 1396 06:28 ق.ظ
سلام، مطمئنا این پست واقعا درست و دلنشین است
در مورد وبلاگ نویسی چیزهای زیادی از آن یاد گرفتم. با تشکر.
دوشنبه 8 آبان 1396 06:14 ق.ظ
شریک زندگی من و من در اینجا از یک آدرس اینترنتی متفاوت با هم گول زدیم
و فکر کردم باید چیزها را چک کنم من دوست دارم
من الان می بینم که من دنبال شما هستم منتظر بودن
برای بررسی دوباره وب سایت خود.
دوشنبه 8 آبان 1396 06:01 ق.ظ
به سادگی می خواهم بگویم که مقاله شما شگفت آور است.
وضوح در پست شما به سادگی خنک است و می توانم فرض کنم شما هستی
یک متخصص در این موضوع با اجازه شما به من اجازه می دهد
خوراک خود را به روز نگه دارید با پست آینده

با تشکر از یک میلیون و لطفا کار با ارزش را حفظ کنید.
دوشنبه 8 آبان 1396 05:28 ق.ظ
برای هر بدن چه می شود، اولین بازدید من از این وبلاگ است؛ این وبلاگ بسیار جذاب و عالی است
مواد برای خوانندگان طراحی شده است.
دوشنبه 8 آبان 1396 04:49 ق.ظ
من تمام مفاهیم که برای پست شما ارائه کرده ام اعتماد دارم.
آنها واقعا قانع کننده هستند و قطعا کار خواهند کرد. با این وجود،
پست ها برای شروع کنندگان خیلی کوتاه هستند. لطفا لطفا
آنها را کمی از زمان بعدی بپوشانید؟ از پست شما متشکرم
شنبه 29 مهر 1396 09:00 ب.ظ
این پایان روز من است، اما قبل از پایان من خواندن این مقاله بزرگ برای بهبود تجربه من.
شنبه 15 مهر 1396 03:55 ب.ظ
هی، وبلاگ بسیار خوب!
سه شنبه 6 تیر 1396 11:42 ق.ظ
We're a group of volunteers and opening a new scheme
in our community. Your web site offered us with
helpful information to work on. You've performed a formidable activity
and our whole community will likely be grateful to you.
دوشنبه 5 تیر 1396 12:48 ق.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا نه نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی درون پاراگراف شما قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.

من هنوز مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما ممکن است را خوب به پر همه کسانی شکاف.
که شما که می توانید انجام من را قطعا تا پایان
مجذوب.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 05:58 ب.ظ
These are truly fantastic ideas in on the topic of blogging.
You have touched some fastidious points here.
Any way keep up wrinting.
سه شنبه 29 فروردین 1396 07:48 ق.ظ
What's up, of course this post is genuinely pleasant and I have learned lot of things from it concerning
blogging. thanks.
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:13 ب.ظ
We stumbled over here different page and thought
I might check things out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to checking out your web page repeatedly.
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:25 ق.ظ
What a information of un-ambiguity and preserveness of valuable experience on the topic of unexpected feelings.
یکشنبه 13 فروردین 1396 03:19 ب.ظ
What's up, all is going nicely here and ofcourse every one is sharing facts, that's genuinely good, keep up
writing.
شنبه 12 فروردین 1396 06:01 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew
of any widgets I could add to my blog that automatically tweet
my newest twitter updates. I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything.

I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
دوشنبه 29 آبان 1391 07:04 ب.ظ
با سلام . جالب بود.
موفق بشید.
خوشحال میشم اگه به منم سر بزنید
دوشنبه 1 آبان 1391 06:34 ق.ظ
البته الان همه جا رابطه ای ست
جمعه 28 مهر 1391 07:16 ب.ظ
با سلام
از وبلاگ بسیار جالب شما لذت بردم و اطلاعات خوبی برای خودم و دوستانم پیدا کردم.
حتماً از آموخته های خودم در این وبلاگ به زودی و به خوبی استفاده خواهم کرد.
اگر تمایل داشتید، می توانید اطلاعات خوبی در مورد طرح های ویژه بیمه ای، در وب سایت بیمه سامان به آدرس www.samaninsurer.com مشاهده نمایید.
موفق باشید ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ابزار وبلاگنویسی